ماهنامه امتداد
شماره 6، خرداد 1385
صفحات (-)
مصاحبه خوب، مصاحبه بد(2)
اگر تمرينهاي نوبت قبلي را انجام داده باشي، به وضوح دريافتهاي كه برخي از مصاحبهكنندهها جز تأييد كردن مصاحبه شونده يا اظهار تعجب در برابر گفتههاي وي كاري ندارند، اما برخي ديگر در بحث وارد ميشوند، ميپرسند و درباره جزئيات و زواياي بحث، جستوجو ميكنند. اين پرسشها هميشه همراستا با گفتههاي مصاحبهشونده نيست و گاهي در تقابل با او است.
قضاوت با خودت. آن مصاحبهاي كه مصاحبهكننده فقط تأييد ميكند و به طرح سؤالات كلي ميپردازد جذابتر است يا آن مصاحبهاي كه مصاحبهكننده درگير مباحث جزئي ميشود و حتي مصاحبهشونده را به چالش ميكشد؟
در نوبت قبل درباره ضرورت شناخت سوژه و مطالعه و بررسي موضوع، قبل از انجام مصاحبه مواردي گفتيم كه همان نكات براي چالشي كردن و در نتيجه ايجاد جذابيت، نقشي اساسي دارد. سؤالات يك مصاحبه خوب جزئياند، نه كلي. در سؤالات جزئي كه محصول شناخت مناسب مصاحبهكننده از سوژه است، مصاحبه شونده نميتواند پاسخهاي كلي ارائه دهد و مجبور است به همان جزئياتي كه مصاحبهكننده از او پرسيده است پاسخ گويد.
اين موضوع گاهي خلاف ميل مصاحبهشونده است و فضاي مصاحبه را سرد ميكند. هنر مصاحبهكننده ايجاد اين چالش به شكلي زيركانه است تا مصاحبهشونده هم پاسخهاي كاملي ارائه دهد و هم از ادامه مصاحبه امتناع نورزد.
فرض كن با سردار يا اميري، درباره يكي از عملياتها مصاحبه ميكني. ميزان شناختي كه از آن عمليات داري (ضرورت، منطقه، دشواريهاي قبل از عمليات، نتايج بدوي، آثار بعدي، تعداد شهدا، ميزان تلفات دشمن و...) از يك طرف ميتواند ذهن او را در بازخواني خاطراتش ياري دهد و از طرف ديگر، ميتواند او را مجبور كند تا همه موارد را بگويد؛ مثلا از ضعفها، شكستها، تعداد شهدا، نوع مشكلات و... اگر سؤالات به صورت كلي طرح شود، پاسخها هم كلي خواهند بود و اين گفتوگو به يك گپ تبديل خواهد شد كه مصاحبهكننده جز تأييد و تمجيد، چيزي براي گفتن ندارد؛ ولي اگر از جزئيات پرسيده شود، خود به خود يك فضاي چالشي به وجود خواهد آمد كه هم تسلط مصاحبهكننده را نشان ميدهد و هم بر جذابيت مصاحبه ميافزايد.
وقتي از كلمه «چالش» استفاده ميشود، منظور از درگيري يا بيادبي يا تندي يا... در حين مصاحبه نيست. تنها پيش بردن مصاحبه براي كشف يك حقيقت است و وقتي مصاحبه دربارة دفاع مقدس است، به عنوان ثبت بخشي از تاريخ معنا پيدا ميكند. خلاصه كلام اينكه مصاحبهكننده نبايد تسليم مصاحبه شونده باشد. مسير مصاحبه را مصاحبهكننده تعيين ميكند و اين ميسر نخواهد شد، مگر اينكه سوژه (اعم از موضوع و مصاحبهشونده) را خوب بشناسد.
در اين رابطه حرفهايي مانده است كه بايد در نوبت بعدي، چفيه آن را پي بگيرد. لطفاً تا دفعه بعد تمرينهاي زير را انجام دهيد:
ـ فرض كنيد با دو نفر درباره يكي از عملياتها مصاحبه ميكني (يكي بسيجي است و ديگري فرماندهي آن عمليات را به عهده دشته است) فكر ميكني بهترين سؤالاتي كه ميتواني از هر يك بپرسي چيست؟ بنويس و براي چفيه بفرست.
ـ از مجموعه كتب «فرهنگ جبهه» تأليف سيد مهدي فهيمي هر چه به دستت ميرسد بخوان.